جمعه دوازدهم مرداد 1386
دزدی سیب
,تو به من خندیدی ونمی دانستی
من به دلهره از باغچه همسایه
سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب رادست تو دید
غضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
وتو رفتی وهنوز,
سالهاست که در گوش من آرام ,
آرام
خش خش گام تو تکرار کنان میدهد
آزارم
ومن اندیشه کنان غرق این پندارم
,که چرا
...خانه ی کوچک ما سیب نداشت
من به دلهره از باغچه همسایه
سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب رادست تو دید
غضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
وتو رفتی وهنوز,
سالهاست که در گوش من آرام ,
آرام
خش خش گام تو تکرار کنان میدهد
آزارم
ومن اندیشه کنان غرق این پندارم
,که چرا
...خانه ی کوچک ما سیب نداشت
نوشته شده توسط <-سیب ترش-> در 4:14 | | لینک به این مطلب
